


در این تصویر مرحوم ابراهیم رشیدی (پادشا)ساقی سالهای دور حسینیه ی خور به همراه آقایان نادری، محمد و علی آقـــا و علیرضا رشیدی دیده می شوند/بقیه افراد را معرفی کنید ضمنآ اگر از تصویر استفاده میکنید منبع آن ذکر شود.سپاس
میشود روز معلم یاد "طُغـــــرا"می کنم
یاد "یغمائی" مدیر نیک "یغما" می کنم
اولین روز دبستان رفتن و آموزگـــــــار
در حضـــورم آید و یاد "الفبــــا"می کنم
ناگهان ذهنم رود سوی کتاب فارسی
با هزاران غصه یاد درس بابا می کنم
بر سر هر سفره ای بینم "پنیـــــــــــر"
یاد اشعارحبیب و "زاغ و روبا"می کنم
سال دوم در دبستان خوش گذشت
یاد کوکب خانم وتصمیم کبرا می کنم...........
----------------------------------------------------------------------------------------------------
با عشق تقدیم به معلمین روزگاران از ازل تا ......
خوروبیابانک /12 اُردیبهشت ماه 1391 علی خالو
آقای علیرضا سامعی(مصباح خوری) قطعه شعری زیبا در ستایش "اُستاد حبیــــب یغمـــائــــی" سروده و برای اینجانب علی خالو ارسال نموده اند و لازم دیدم که در اختیار همگان قرار گیرد.از آقای سامعی سپاسگزارم.


|
نام : آیةاللّه محمد حسین اعلمی حائری |
|
موطن: مهرجان خوروبیابانک |
|
نام پدر : شیخ سلیمان مهرجانی |
|
تاريخ وفات: 1393قمری |
تاریخ تولّد و خاندان
محمدحسین اعلمی در سال 1320 ق. در خطّه كویری خوروبیابانک در روستای مهرجان،
كه در حوزه جغرافیایی استان اصفهان شهرستان خوروبیابانک قرار دارد، دیده به جهان گشود
. این بزرگوار در خاندانی به دنیا آمد كه فضای آن، به نور دانش دینی و ارزش های متعالی
مذهبی، روشن بود. او در سایه پر مهر و محبت پدرش، دوران كودكی را پشت سر نهاد
و كتاب های دینی، بویژه قرائت قرآن مجید، را از پدر دانشمند خود فراگرفت
. پدر محمدحسین اعلمی، به شیخ سلیمان مهرجانی، شهرت دارد. با پژوهش و مطالعه در زندگی
فرزندش، بر می آید كه او یكی از عالمان آن دیار و از شأن و منزلت والایی برخوردار بوده است.
هجرت به مشهد
هنگامی كه محمدحسین، به سن ده سالگی می رسد، درسال 1330 ق، همراه پدر،
روانه مشهد مقدّس و حوزه پربار طوس گردید. از قرائن برمی آید در مدّتی كه او در مشهد
به تحصیل اشتغال داشته، پدرش نیز با او بوده است.
محمدحسین در جوار بارگاه حضرت رضا(ع) به فراگیری دانش های رسمی دینی پرداخت
و مقدّمات دروس حوزه، همانند صرف و نحو و منطق و مقداری از اصول فقه، را نزد استادان
حوزه مشهد، فراگرفت. در این كه استادان او در مشهد چه كسانی بودند
و چند بهار از عمر خویش را در این شهر سپری كرد و دقیقاً چه درس هایی را آموخت،
چندان روشن نیست؛ ولی گویا چهار پنج سال در مشهد به ادامه تحصیل پرداخت.
بازگشت به زادگاه
محمدحسین اعلمی در مقطع نوجوانی دل و جانش همچنان تشنه كسب معارف دینی بود
و گویا حوزه مشهد، عطش علمی او را فرو ننشانده، از این رو، مترصد فرصتی بود
تا به حوزه پرآوازه شیعه، نجف اشرف، هجرت كند.
در حدود سال 1335 ق. همراه پدرش از مشهد به زادگاهش مهرجان، برگشت.........(ادامه دارد....)


باختم، باختم، که باختمت


سوختم،سوختم ،که سوختمت

در این فرخنده فروردین و فرخ عید نوروزی نصیب دوستان ما سعادت باد و پیروزی
پُــــر فــــروغ بـــــــــــاد فانــــــوس آرزوهایتـــــان
نوروز 1391 خورشیدی مبارک
در خوروبیابانک از قدیم الایام ،یک روز قبل نوروز را "روز بی بی حور" می گویند و معتقدند- بودند- که در روز بی بی حور تنور نباید خالی از نان باشد .در گذشته ها تمامی خانه ها در این روز نان می پختند و عقیده داشتند که اگر در شب اول سال که نوروز باشد و در تنور خانه نان نباشد ،آن سال از لحاظ خواربار و رزق و روزی به زحمت خواهند افتاد.
اینکه این روز از کی و چه تاریخی در خور به این نام خوانده میشود و این عقیده بوجود آمده معلوم نیست.
در ضمن در این روز کسانی که طی سال گذشته اش فردی را از دست داده باشند در خانه ی فرد از دنیا رفته مراسم قرآن خوانی برگزار می نمایند و اکثر اهالی جهت فاتحه خوانی در این مراسم ها شرکت میکنند.


قسمت هایی از متن کتاب "دل تنگی ها":
« جای دارد که قلم را بجای گریاندن به خون بیالایم و مرثیه ای بسرایم ، مرثیه ای سخت دردناک در مرگ آن عزیز از دست رفته :"آن نخلستان سرسبز".
...آن مادر مهربان همه ی ما خوری ها که با دستی بخشنده ، از "گهواره" تا "گور" در کنارمان بود
"خور" آن سرزمین پاکی که زمینش آسمان را تقدیس می کرد و آسمانش زمین را تکریم.
"خور" آن سرزمین کشتخوان های زیبا که هر نخلی سدرة المنتهایی بود در آن تفّ سوزان کویری
اینک از آن دشت سرسبز، تنها نخلستان سوخته ای باقی مانده که مشاهده ی آن جان را می گدازد و مفهوم زنده ی مرگ را به رخ انسان می کشد.
و افسوس اینجاست که این دیگر مرگ یک نخلستان نیست، مرگ یک تاریخ است،مرگ یک هویت است، مرگ یک فرهنگ است، مرگ یک ریشه است....
از راست به چپ:احمد امینی/....؟/.....؟نوبخت نقوی/فاطمی نایینی/حشمت احتشامی/فرهنگ یغمایی/سیدحسین طباطبایی/یوسف هنری/علی اکبر وکیلی

زنده یاد حاج ابراهیم وهاب ابن حاج عباس از تعزیه خوانهای ایام نه چندان دور خوروبیابانک بود. وی انسانی بلند همت و شخصیتی ممتاز داشت.سجایای اخلاقی وضمیری پاک و روشن در وجودش مواج بود در طول زندگانی لحظه ای از خدمت به خلق غفلت نورزیدو گره از مشکلات افرادمی گشود.در صحبت و محاوره با هر کسی و هر مکانی ادب و ادبیات بیان را در نظر داشت.
خط را نیکو مینوشت و زراعت می دانست و کارشناس در امور کشاورزی و آبیاری و کار کشت و ورز بود.
در ایام برگزاری عزاداری حضرت اباعبدا...الحسین(ع) مرثیه خوانی میکرد و در تعزیه ها از افراد شاخص آن مراسم بود.روز عاشورا که تعزیه امام حسین برگزار میشد نسخه ی حضرت زینب(س) را عهده دار بود و با صدایی در شآن زینب کبری با سوز جان می خواند و ژاله از مژگان خلق جاری مینمود چون خودش .
وی سالها در شهرداری خوروبیابانک به عنوان کارمندی نمونه وصدیق و مورد اعتماد همگان خدمت نمود. شادروان ابراهیم وهاب در 6 بهمن 1382 بر اثر ابتلا به بیماری سرطان در گذشت .یادش گرامی.
نکـــوکــــاران مردمـــدار باشنــــــد در این دنیای پر آشوب کمیـــاب

محمـــد معلــــم در سال 1320 به دنیا آمد پدرش شاعر و معلم گرانبها علامه حاج حسینقلی معلم خوری بودو مادرش از فامیل خالو و نسبش به یغما جندقی شاعر مشهور میرسید.محمد معلم سالها در مطبوعات مشهور ونشریات کشور مانند صبح امروز ،امید ایران و....و روزنامه اطلاعات قلم زد.مدتی در شهرداری تهران خدمت کرد و پس از آن در سازمان تربیت بدنی کشور مشغول بکار شد. وی مدت 12 سال مدیر کل روابط عمومی و سخنگوی سازمان ورزش ایران بود.محمد معلم رغبتی به ثبت و ضبط و جمع آوری اشعار خود نداشت و اینک فرزندان او در حال تدوین و چاپ آن میباشند. او در 22بهمن سال 1385 از دنیا رفت و در بهشت زهرا تهران بخاک سپزده شد.روحش شاد و یادش گرامی

19بهمن ماه سالروز درگذشت
شاعر و معلم فرهیخته زنده یاد "نوبخت نقوی" است .وی مشاغلی چون
دبیری دبیرستان ،ریاست دبیرستان و راهنمایی تعلیماتی را در دوران سی ساله خدمت
عهده دار بود.در سال 1357 پس از پیروزی انقلاب که کسی حاضر به قبولی ریاست آموزش
وپرورش نبود،این شغل را به وی سپردند.شادروان نوبخت 3 جلد کتاب شعر
داردبنامهای:جشمه ای در کویر، تکیه بر نی
و یاد یاران.او در 19 بهمن ماه 1383 چشم از جهان فرو بست.یادش
گـــــــــرامـــــــــــــــی.



این تقویم که تصاویر زیبایی از ناحیه بزرگ خوروبیابانک در آن درج شده سالنامه فرهنگی است که در صفحات آن به معرفی مشاهیر خوروبیابانک پرداخته است و ناشر آن انتشارات مُگستان میباشد.

حضرت حجِِة السلام والمسلمین سید محمد وامق طباطبائی در حال کلنگ زنی آغاز ساخت بارگاه امامزاده سید داود و مسجدالنبی خوروبیابانک میباشد.دراین تصویر مرحومان: افشار- حاج امین- سیدسلیمان عبادی و والد آقای حسن زمانی (بازنشسته نخلک) دیده میشوند.

نماینده ی مجلس شورای ملی ازنائین و خوروبیابانک
در شهرستان نائین وبخش های تابعه و ولایت وسیع خوروبیابانک ،مردم به اتفاق "خانم مُتعالیه طبا" را برگزیدند و بایستی به چنین انتخابی تبریک گفت.خانم طبا دختر مرحوم میرزا سید مرتضی خان نایب الولیه آستان قدس رضوی است.نامبرده تحصیل کرده ایران و فرانسه و از خاندانی ارجمند وبزرگوار میباشد.
نکته ای که شاید بازگفتش بجا باشد این است که هم ولایتی های عزیز نباید از نماینده ی خود توقعات شخصی و فردی داشته باشند.وکیل یک منطقه تا آنجا که بتواند و مقدور باشد وظایفی در حدود مصالح عمومی آن منطقه دارد که نکات مهم را به اولیای دولت یادآور میشود و در قوانینی که طرح می شود توجه و دقت میفرماید.انجام دادن توقعات اشخاص و افراد هم دشواراست و هم از شآن و منزلت نماینده می کاهد....
مردم محروم خوروبیابانک را درخواست های مشروع هست اما این قَدَر ادب دارند که توقع های سنگین و غیرممکن نداشته و نماینده ی خود را به رنج و شرمندگی در نمی افکنند.
توفیق خدمتگزاری نماینده ی شریف خود را از خداوند تبارک وتعالی مسئلت داریم.
مطلب مذکور در مجله "یغمــــا"سال بیست وهفتم شماره 324 شهریور 1354 درج شده است
" />

تصویر فوق میدان امامزاده سید داود خور را در دهه 50 شمسی نشان میدهد.از فراز مسجدالنبی گرفته شده و سمت شمالی میدان میباشد.در سمت چپ عکس ،کوچه حسینیه که اکنون خیابان شده کاملا مشخص است.سمت راست تصویر که یک دستگاه ماشین پارک شده در حال حاضر روبروی ساندویچی مقیمی است .نخلستان خور در این عکس بسیار جلوه دارد...اما ....افسوس